دل تنگم ندارد هیچ جا که...
بگویم حال و روز خویش باکه..
زمین داغ است، من داغم ، تو داغی
بیا باران....بیا باران... بیاکه...
............................................. ( به هوای ۲۸ دی ماه سالگرد شهادت سردار اسماعیل دقایقی)
اسماعیل سخن می گوید
پروانه هارفتند
دیگر اب و بابا نان نمی شود برای کسی
ایثار توی صف معطل خواهد ماند که امضا بگیرد
دیگرخدا نان نمی شود برای کسی
ستاره بخت ادم ها به جان هم خواهند افتاد
آتش می افتد به خرمن خورشید
زمین گرم می شود ، زمانه سرد
دیگر نه" آی ادم ها"ی نیما عنوان شعری دوباره است
نه "درد مشترک" شاملو
نه "مسافر"سهراب به سفر بودا خواهد رفت
نه" تولدی دیگر" فروغی دیگر خواهد بخشید به زندگی
دیگر " کلم الطیب" بالا نمی رود
حقد و حسادت است که بالا می رود
عنوان و درجه است که بالا می رود
ناله نیازمندان است که بالا می رود
بعد از من
فراموشی زیاد می شود
ولی
تو فریاد باش
سیلی اول به گوش خودت بزن بعد دیگران
ادم ها یادشان می رود
که کودک بوده اند
که کوچک بوده اند
یادشان می رود
دربرابر انها که قلاب درست کرده اند برای ترقی شان سرتواضع فرود بیاورند
شیطان را غرورش به باد داد ريا، انسان را فراموشی
بعد از من
آوازه شهیدان برتابلوی کوچه ها خواهد پوسید
ومدعیان ایراد خواهند گرفت به انگیزه دفاع
کنگره سرداران تشکیل می شود و موزه شهدا
پیام من چه؟
من خواستم عالم اباد بشود ، ادم ازاد
دلم نگران تحریف تاریخ است
دلم برای کارهای زمین مانده می سوزد
از دیگری نترس ازخودت بترس
جهادد اصغر تمام خواهد شد اما
جهاد اکبرادامه دارد
که رفیقان نیمه راه خواهند افتاد ازمسیر اندک اندک
من سایه مرگ را کنارخواهم زد
تو افتاب را بچسب
دران روز که شک و شبهه کرم می شود تا ذهن ها و ضمیرها را بجود
دران روزگار که دین غریبه است؛ آواز لس انجلس را بیشتر می خرند تا مقتل سید الشهدا
چه خواهی کرد؟
شهادت هنر است
من امروز هنر خویش را به ثبت رساندم
فردا ازان توست ، ازان هنر زندگی
با ان همه کتاب که کول گرفتم تا اگاهی را به پیاده روهای شهر بیاورم
با ان ساک دستی که گذاشتم پشت درهال
بان خاطرات که خط به خط نوشته ام روی صخره های امیدیه
چه خواهی کرد؟
وضع من از تو بهتر نبوده است ؛ نگو
که من نیلوفرانه زیستم درمرداب
فقرخانواده و فساد تزریقی
به انفعالم نکشانید
به مبارزه ام رسانید
الحاد می رویید والتقاط می لولید
نگسستم
شرور می بارید وخیرات می خشکید
نشکستم
برگ های خشکیده کف حیاط را جارو نکن
خوشبختی رخت خواهد بست
بعد از من
تو را به علی
بچه ها را زمین نگذار
که تعلیم و تربیت زمین خواهد خورد
باید مدادالعلما را با خط خوانا بنویسند
بعد از من
قلبم را به هرکسی پیوند می زنی
بیاموزش
که ادمی به دل زنده است و دل به عشق
چفیه ام را نکند هرکسی به گردن بگیرد
باید بیاموزد که
مجاهد به چفیه نیست چفیه به مجاهد است
بعد از من
خودت بال پرستوهای زخمی را ببند
خودت برای کبوتران صادق دانه بریز
خودت استین بالا بزن و خودت ابراههای گرفته خیابان را بازکن
نکند صمیمیت ات را بدزدند
نکند تنهایی هجوم بیاورد به کوبه در
نکند به عیادت خدا نروی
نکگند فرشته های معنا را سوارنکنی سرراه
نکند یادت برود
که بعد از من
اخرالزمان است دیگر
وفرصت توبه تکرار نخواهد شد
بشارت باد
که اگر باخدا بمانی بیم واندوه نخواهی داشت
دست هایت را خواهم گرفت
لبخندم را دریغ نکن از حافظه گوشی ات
که شهید زنده است
برپلک چشم های تو راه می رود
"بعد ازمن
پنجره ها را نبند
گنجشک ها قهر می کنند"
|