قبل از تو عشق این همه بحرانی ام نکرد
غربت نشین کلبه ویرانی ام نکرد
این روزها هوای دلم حال دیگری است
از حرمتی که یار دبستانی ام نکرد
چاقوی یاس زیر گلویم نشسته بود
جای تعجب است که قربانی ام نکرد
عیب خدای خوب من این عیب بود که
فکری به حال غربت انسانی ام نکرد
دانست بی مخاطره آدم نمی شود
آگاه از این طریقه طولانی ام نکرد
قبل از تو عشق بود خطر بود یاس بود
این قدرها دچار پریشانی ام نکرد
نامت عزیز باد که نامی نظیر تو
محتاج لحظه های غزل خوانی ام نکرد

