بايد زبان وناخن ودندان بياوري
با دستهاي سوخته ات نان بياوري
اينجا خداي آدم و حوا نمي خرند
بايد فقط مجوز شيطان بياوري!
حتي نفس كشيدن در شهر مشكل است
بايد به عمق فاجعه ايمان بياوري
در زندگي كه مرگ نشسته مقابلش
سر چيز نازلي است مگر جان بياوري
* * * * *
تقدير سالهاي قشنگ جنوب را
مجبور نيستي كه به تهران بياوري
حالم گرفته است از اين گرگهاي شب
كي مي شود كه يك نفر انسان بياوري؟

