تبليغاتX
....من نیستم

....من نیستم

ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من

بايد زبان وناخن ودندان بياوري

با دستهاي سوخته ات نان بياوري

اينجا خداي آدم و حوا نمي خرند

بايد فقط مجوز شيطان بياوري!

حتي نفس كشيدن در شهر مشكل است

بايد به عمق فاجعه  ايمان بياوري

در زندگي كه مرگ نشسته مقابلش

سر چيز نازلي است  مگر جان بياوري

* * * * *

تقدير سالهاي قشنگ جنوب را

مجبور نيستي كه به تهران بياوري

حالم گرفته است از اين گرگهاي شب

كي مي شود كه يك نفر انسان بياوري؟

 

+ نوشته شده در  84/09/27ساعت 16  توسط میثم امانی  | 

X خروج