تبليغاتX
....من نیستم
ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من
کرد بازی زمان  دانشجوی "علامه" ام

بر سر نامردمی ها  سرد شد هنگامه ام

دود خوردم  ساختم    سختی کشیدم  سوختم

نامه پایان من شد کار پایان نامه ام

با تمام خستگی ها....با تمام مشکلات

زندگی  جاری است زیر بند بند جامه ام

بادها سوزان و صحرا خشک و شب تاریک و من

همچنان آن تک درخت مستقیم القامه ام

+ نوشته شده در  85/09/27ساعت 8  توسط میثم امانی  |