|
ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من
|
در استانه چهارمین سال خاموشی ات
شمعی به دست خواهیم گرفت
و دل های تنگ خویش را
به دیدار تنهایی ات خواهیم اورد
به همین راحتی
بی تو
چهار سال گذشت
راستی.....
دادا ......سلام....
موز و رطب و عسل شدم در بازار
شیرین بودم که حل شدم در بازار
یک روزه حساب چشم ها خالی شد
حالا چک بی محل شدم در بازار
گلی اما به خارت می سپارم
به امید بهارت می سپارم
پس از تو روزگارم تیره تر شد
به دست روزگارت می سپارم
ساعت : صفر
اینجا بهبهان است
صدای قلب عاشق من !
ماندن برای یک بار
رفتن برای همیشه
آخ تا قیامت !
ماه من
تا توبرگردی
ماه از نیمه گذشته است
کرکره های شب را پایین نمی کشم!
حرفم را پس می گیرم
فرشته من
حرفت را پس نگیر
تا ادم بمانم
وهمچنان عاشق !
گل بزن
دروازه چشم هایم خالیست
گل نزن
بلبل نشده ام هنوز!