تبليغاتX
....من نیستم

....من نیستم

ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من

 

سرم به بالش پرمهر شانه اش برسد.....

 

دلم به آرزوی عاشقانه اش برسد......

 

چقدر صبر و ندیدن؟     چقدر دلتنگی؟

 

امیدوارم روزی بهانه اش برسد

 

....که چشم های اسیر و ندیده و تنگم

 

به فیض معنوی جاودانه اش برسد

 

سکوت کرده ام و روزه می روم   شاید

 

غزل به مستی شور شبانه اش برسد

 

دلم که دربدر کوچه هاست    برگردد

 

کسی که گم شده نام و نشانه اش    برسد

 

به قول کوچه و بازار:  "هرچه قسمت شد"

 

زمین به آب و آدم به دانه اش برسد

 

دلم که آتش مانده است زیر خاکستر

 

دعا کنید زمان زبانه اش برسد

 

امیدوارم بعد از گذشت این همه سال

 

کلاغ قصه من هم به خانه اش برسد

 

+ نوشته شده در  86/12/23ساعت 21  توسط میثم امانی  | 

 ....و اما بعد

 

دارد تمام عشق من   از دست می رود

 

انگیزه های زیستن   از دست می رود

 

این روزها که جمع شدن  بی هزینه نیست

 

خود را بچسب   خویشتن از دست می رود

 

غافل نشو  فریب نخور  سادگی نکن

 

ایام عمر واقعن از دست می رود

 

دوری و دوستی  همه جا حرف آخرست

 

عشق و امید در وطن از دست می رود

 

شاعر شدن چه راحت و آدم شدن چه سخت !

 

باورکنید انجمن از دست می رود

 

* * *

 

تا حرف می زنی   سخن از دست می رود

 

هر روز یک عزیز من  از دست می رود

 

هر روز می کشند کسی را و  روز بعد

 

سنگ و جنازه و کفن از دست می رود

 

باقی   بقای خاطره های قشنگ باد

 

جان برقرار هست و تن از دست می رود

 

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 17  توسط میثم امانی  | 

X خروج