تبليغاتX
....من نیستم

....من نیستم

ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من

 ......بعد از عید

 

 

یک سال دیگر آمد و دنیا عوض نشد

 

چیزی بغیر پیرهن از ما عوض نشد

 

مبل و اثاث خانه ، یکایک ، عوض شدند

 

رنگ و لعاب خانه دلها عوض نشد

 

رویای برج های جهانی  به باد رفت

 

انگیزه های قیصر و کسری عوض نشد

 

خود خواهی و گناه  ، زمین را گرفته است

 

با توبه ، ذات آدم و حوا عوض نشد

 

امروز نیز مشکل ما  مرگ و زندگی است

 

پاسخ عوض شده است ، معما عوض نشد

 

مجنون گذشت  ،  دوره لیلی به سررسید

 

قانون عشقبازی دنیا عوض نشد

 

در تنگنای دام زبان مانده ام هنوز

 

وازه عوض شده است ، الفبا عوض نشد

 

+ نوشته شده در  87/01/11ساعت 11  توسط میثم امانی  | 

 

......قبل از عید

 

 

چیزی نمانده است به تحویل سال نو

 

من دربدر هنوز به دنبال حال نو

 

شبها.... و  دوستان همه بیدار تا سحر

 

من....  غرق در تلاطم خواب و خیال نو

 

هر پاسخی که خاطر من پشت سر گذاشت

 

آمد به پیشوازدلم   یک سوال نو

 

پایان ماه     صحنه تاریک آسمان

 

آغاز ماه     رویت روی هلال نو

 

باید به فکر نان و لحاف شبانه بود

 

از من گذشت غصه کسب مدال نو

 

تکراری است شیوه ی تدریس زندگی

 

تاه کنیم مسئله را با مثال نو

 

فردا که سرد شد تب نوروز باستان

 

ماییم و روز تازه و جنگ و جدال نو

 

+ نوشته شده در  87/01/10ساعت 12  توسط میثم امانی  | 

X خروج