خبر را شنیده ای؟
مرگ پشت خط است
حاجی که رفت
گفته بودم برویم زنده ها را قدر بدانیم
گفته بودم سید که حالش خوب شد می روم ببینمش
زود دیر می شود همیشه
اجل وقت شناس تر است از برنامه من
اس ام اس زده بود همان چهارشنبه صبح
عزیزم صادق
که مستانه یک را رخت روشن بپوشانم
شاید باز شد دل او هم
جهان خونریز بنیاد است هشدار"
سر سال از محرم آفریدند"
هجرتی دیگر
عبرتی دیگر
خدا راضی شد از طنزپرداز ایینی سرا فولکلوریست بهبهانی
تا بردش
سید محمد سید
پدیده ای تکرار نشدنی
سفر بخیر
.
.
.
یک عمر به شعر بهبهانی جان داد
ابری شد و رعد و برق زد باران داد
نقطه سرخط خدانگهدار امضا
سید به کتاب زندگی پایان داد
.
.
.
شب ها ظلمات بی چراغی شده است
گل می کارد ببین چه باغی شده است!
پشت سرهم به زور جان می گیرد
امسال اجل چقدر یاغی شده است!
.
.
.
تشنه و گرسنه آمد و حال گرفت
یک گوشه سوای جار و جنجال گرفت
زخمی شده بود البته بهتر شد
امروز کبوتر دلم بال گرفت
.
.
.
ماندیم و نگاه به نگاهش نرسید
فرصت به تمام روی ماهش نرسید
شهریور وانیامده زود آمد
مرداد به انتهای راهش نرسید
