تبليغاتX
....من نیستم

....من نیستم

ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من

 

باز انتظار...باز من و..... باز بهبهان

شهر امید و خاطره و راز   بهبهان

پرورده است جای خیابان و خط کشی

گل های یاس و اطلسی و ناز  بهبهان

هر سال در مسابقه خواب ها ی من

آورده است رتبه ممتاز  بهبهان

گشتم ولی صدای دلم" اصفهان" نبود

شعرم "مرتب" است و آواز  بهبهان

معلوم نیست نقطه پایان من هنوز

معلوم هست نقطه آغاز-  بهبهان -

این  غربت  همیشگی ما و حافظ است

مثل هم اند غربت شیراز-  بهبهان

.

داری به انتهای خط جاده می رسی

بیدار شو مسافر اهواز-  بهبهان

 

+ نوشته شده در  87/08/19ساعت 18  توسط میثم امانی  | 

هر کسی یک جور رفت به استقبال باران های پاییز

من هم با این بیت ها

 

 

رگ های کویر چاک شد از گرما

دعوا سر اب و خاک شد از گرما

تو هرچه سریع تر خودت را برسان

باران  دل من هلاک شد از گرما

.

.

هر شب همه دعای من باران است

گرما زده ام   دوای من باران است

یک عمر هزینه کرده ام در دل خویش

سرمایه چشم های من باران است

.

.

کی می آیی دوباره یاری بکنی؟

یک طوفان بزرگ  جاری بکنی

انگار کسی به فکر گندم ها نیست

باران... باران.. مگر تو کاری بکنی

.

.

.

در تنگ غروب  منتظر خواهم ماند

حالا بد و خوب  منتظر خواهم ماند

تا بارش بادهای بارن اور

 برخاک جنوب منتظر خواهم ماند

.

.

.

هم خوانی باد با درختان زیباست

رقصیدن آب در خیابان زیباست

بنشین و سکوت کن که فیضی ببری

موسیقی خنده های باران زیباست

.

.

.

عاصی شده ام  خانه ما دلگیر است

تقصیر زمین نیست  هوا دلگیر است

رزق دل ما از اسمان می اید

باران که نباشد همه جا دلگیر است

 

+ نوشته شده در  87/08/11ساعت 22  توسط میثم امانی  | 

X خروج