|
ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من
|
اصفی نیست
که گوشه ای بنشید سوای جاروجنجال ها
27 مرداد ست
تازه مزار قبرستان کهنه شهریک ساله شده است
سید نیست
که اختلافات را فریاد بزند
خواب دیده ام
که برگشته ام دبستان شهید نهایی
دنبال یک شاعر
پیرمردی روی سکو خندید
گفتم بیست و چندسال پیش اینجا درس خوانده ام
باران گرفت
نادوان ها ریختند به حیاط سبز
"ای هفت سالگی...
" پس از تو...
دریغا
شاعر را نیافته ام هنوز
این شهرک عزیز برایم جهنم است
بی تو بهشت نیز برایم جهنم است
تا بوده ، دردورنج تمامی نداشته است
دنیا هنوز نیز برایم جهنم است
وقتی که دل قرار ندارد چه فایده؟
خانه ولو تمیز برایم جهنم است
"مدرسه شهید نهایی" خراب شد
دیگر کلاس و میز برایم جهنم است
همشهریان من همگی دو به دو ، بدند
این شهرک عزیز برایم جهنم است
می سوزم از عذاب سرآرزوی خویش
یک اب یخ بریز برایم ، جهنم است!
هرچه ناز و نرگس است
برقرار بمانند
که شرمنده ام امسال
از روی ماه نیمه شعبان
سلب توفیق شده است انگاری
درگیری دنیا و یادم رفته است انگاری
بی تو ادم یادش می رود از همه چیز
شعر نمانده است
عشق مانده است
درمذهب عشق ناامیدی کفراست
قدمگاه امام رضا رفته ام
قدمگاخه تو کی بجا خواهد ماند یادگار سفرارجان
باران عزیز
باران بزرگ
باران من بیار که وقتش رسیده است
یادت نرود ، سلام مارا برسان
هرجا باشد ، پیام مارا برسان
بی صاحب و بی قرار و بی کس شده ایم
یارب تو خودت امام مارابرسان
..
.
امشب شب چله سپیده است بیا
رنگ ازسروروی ما پریده است بیا
امید زمین به توست بعد ازخورشید
ای ماه عزیز شب رسیده است بیا
..
.
درحسرت اشهد تو ماندن عشق است
خود را به صف جلو رساندن عشق است
تو ، پیش نماز انبیا خواهی شد
پشت سرتو نماز خواندن عشق است
..
.
حسرت به دلم مانده ، اگر باشم من....
ان شاء اله که آنقدرباشم من
تا وقت ظهور تو .... اگر قسمت شد
با سیصد و سیزده نفرباشم من
..
.
قرآن ِ سرمزار یادت نرود
یک دسته ی گل بیار، یادت نرود
گفتی سرقبر مادرت خواهی رفت
من منتظرم ، قرار ، یادت نرود