کاروان راهی است از هر سو به سوی کربلا
"بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا"
کاشکی از خانه ما تا حرم راهی نبود
کاشکی در باز می شد روبروی کربلا
بیقرارم کرده.....می دانی ؟...گلی گم کرده ام
می دوم عمری است من در جستجوی کربلا
آسمان آرام حرکت کن...زمین قدری بایست
بلکه قسمت شد ببوسم ماه روی کربلا
"تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده"
تا بشویم دست و رو در آب جوی کربلا
خشک شد برگ زبانم بس که گفتم آب...آب...
ای که معروفی همه جا به عموی کربلا
اب آنجا معنی و مفهوم دیگر می دهد
اهل یک دنیا نمازم با وضوی کربلا
هر محرم گریه کردم زنده باشم سال بعد
"در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا"
هر که آمد حسرتی در سینه اش جامانده بود
جان من...آقا ...چه سری هست توی کربلا؟
یادتان مانده شهیدان چه قراری داشتند؟
آدرس دیدارشان این بود : کوی کربلا
