شب می شود صدای ابا الفضل می رسد
کی دست من به پای ابا الفضل می رسد؟
در شهر هرچه صحن و سرا بوده رفته ام
کی نوبت سرای ابا الفضل می رسد؟
از دارها ندای انا الحق رسیده است
از قلب من ندای ابا الفضل می رسد
بسیار گفته اند که باب الحوائج است
چه هدیه ها برای ابا الفضل می رسد
آماده باش جای مرا پهن کن سریع
بیمار بینوای ابا الفضل می رسد
در کربلا قدم به قدم جای پای اوست
لب های من به جای ابا الفضل می رسد؟
شور و هراس و ولوله افتاده روی سطر
دارد به ماجرای ابا الفضل می رسد
یک سیل اشک و خاطره را جمع کرده ام
روزی به شانه های ابا الفضل می رسد
سردار التماس دعا من شنیده ام
خیرات با دعای ابا الفضل می رسد
رویم به مرز های عراق است السلام
پیغام آشنای ابا الفضل می رسد.
وچند بیتی نا تمام
.
ما مشق خود را نوشتیم با آب بابا ابالفضل
یا خط سرخ شهادت یا آب بابا ابا الفضل
ما تشنگی را چشیدیم صحرا به صحرا دویدیم
چیری نمانده است دیگر تا آب بابا ابا الفضل
" م " مثل مرگ است امروز " ر " رستگاری است فردا
"ش" شمر و شمشیر وآتش " آ" آب بابا ابالفضل