دوباره بی دل و بی صبر و بی نمک شده ام
درست می گویی شکل آدمک شده ام
زمین مرده تنم را نمی کشد در خویش
اسیر جاذبه ی گردش فلک شده ام
دلم شکست و نشد مثل روز اول صاف
دچار سکته قلبی دچار شک شده ام
"سفر بخیر" بگو صبح می روم باباد
رفیق نیمه شب هرچه قاصدک شده ام
دلم چقدر شده باز و بسته این مدت
شبیه دایره توی مردمک شده ام
مرا کنار غزل های انبیا ببرید
چقدر عاشق صحرا و نی لبک شده ام
زمانه مشت به من زد گذشت و یادم رفت
دوباره محتاج سیلی و کتک شده ام
بگو تمام نویسنده ها قلم بزنند
که با مجله قلب تو مشترک شده ام
