تبليغاتX
....من نیستم -

....من نیستم

ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من

 بیایید

یک بار دیگر

مرگ خویش را بخوانیم

تا زندگی را قدر بدانیم

علی الخصوص

در این شبهای قدر

به احترام دلهای طوفانی تان

به احترام چشم های بارانی تان

به احترام نگاههای نورانی تان

" من نیستم" من

ارزانی تان

 

صبح روزی پشت در می آید و من نیستم

قصه دنیا به سر می آید ومن نیستم

یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می شود

کاری آز من بلکه بر می آید و من نیستم

بعد ها  اطراف جای شب نشینی های ما

بوی یک سیگار زر می آید و من نیستم

خواب و بیداری   خدایا  بازهم در می زنند

نامه هایم از سفر می آید و من نیستم

در خیابان  در اتاقم  روی کاغذ   پشت میز

شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم

بعد ها  وقتی که تنها خاطراتم مانده است

عشق روز رهگذر می اید و من نیستم

هرچه من می آمدم تا نبش کوچه    او نبود

روزی آخر یک نفر می آید و من نیستم

 

+ نوشته شده در  87/06/29ساعت 15  توسط میثم امانی  |