تبليغاتX
....من نیستم -

....من نیستم

ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من

پنجمین یاد روز یاس رازقی است

24 بی مهر

گلی را گرفت از من که یادش بخیر

مادربزرگ

مادربزرگ مهربانم

مزه نان و پنیر و سبزی ات را می چشم هنوز

دل هال

و بعد از ظهرهای  تلخ بی لبخند های تو

چقدر دوست داشت بوته رازقی باغچه مان را

حالا

به یادت

یک شاخه یاس رازقی

تقدیم به تو

 

پزمرده شده است   عاشقی  کم دارد

گرمای لطیف مشرقی کم دارد

این باغچه هرچه باطراوت باشد

یک شاخه یاس رازقی کم دارد

 

مغرب خشکید  مشرقی مانده فقط

آیینه صاف و صادقی مانده فقط

گرما آمد...تمام گلها رفتند

یک شاخه  یاس رازقی مانده فقط

 

یک باغچه نور مشرقی خشکیده

روحیه گرم عاشقی خشکیده

عمری است نشسته ام کنارش اما

این شاخه یاس رازقی خشکیده

 

شادی  عشق و امید را می خواهم

هم کهنه و هم جدید را می خواهم

هرقدر گل است در زمین   مال شما

من رازقی سفید را می خواهم

 

آخر این نیست  آری   آخر آن نی ست

دست باران   دست خدا برآن نیست

صدحیف از این باغچه ما   صد حیف

یک شاخه یاس رازقی درآن نیست

 

شهریور گرم مشرقی   یادت هست

دور هم و جمع عاشقی   یادت هست

شب های حیاط بود و ما بودیم و

یک شاخه یاس رازقی    یادت هست

 

صد حیف  زمین خسته  خوابیده هنوز

پاییز بلند را نفهمیده هنوز

صد شاخه زینتی به جشن آمد و رفت

یک شاخه  رازقی نروییده هنوز

 

دور از همه   با ستاره هامان   تنها

یک شب برسد به هم صدامان  تنها

هرچند محال است  دلم می خواهد

من باشم و رازقی    دوتامان تنها

 

+ نوشته شده در  87/07/24ساعت 9  توسط میثم امانی  |