تبليغاتX
....من نیستم -

....من نیستم

ساعت : صفر اینجا بهبهان است صدای قلب عاشق من

یاد بادا نخل های سوخته

تقدیم به

شیمیایی های جاده شهید صفوی

چه مانده ها                                                      

چه فراخوانده ها

تقدیم به

اسماعیل قربانی گازهای خردل

عنایت اله ناصری

شاهد امروز

شهید فردا

که ریه هایش رفت و امد دارد هنوز با هوای شهر

.

 

جبهه دارد بوی شهر بهبهان

لانه کرده روی شهر بهبهان

بوی جنگ و شیمیایی می دهد

نرگس و شب بوی شهر بهبهان

.

دست و پای بهبهان آتش گرفت

جای جای بهبهان آتش گرفت

جاده های شیمیایی شعله زد

کربلای بهبهان آتش گرفت

.

پیش از اینها  خدایی بوده ایم

لحظه لحظه کربلایی بوده ایم

قصه دیروز یا امروز نیست

ما همیشه شیمیایی بوده ایم

.

از دل من ناله می روید هنوز

خون درون  چاله می روید هنوز

ریشه نسل شهیدان زنده است

پای زاگرس  لاله می روید هنوز

.

هرچه نرگس  ناگهانی سوختند

هرچه شب بو در جوانی سوختند

شیمیایی   قصه اش این بود که

یاس های بهبهانی را سوختند

.

مرگ آمد طرح عیاشی کشید

گل شبیه یک گل کاشی کشید

خواست به مردم بگوید عشق چیست

روی اندام تو  نقاشی کشید

.

گپ بزن  اینجا بمان  محبوب باش

یوسفمان رفت  تو یعقوب باش

صبر  یک ارثیه پیغمبری است

نوح شو  الیاس شو  ایوب باش

.

ما خدا داریم و او خود عالم است

زندگی بعد از تو خیلی ظالم است

شهر ها بیماری قلبی گرفت

 خوش به حال تو که قلبت سالم است

.

در میان دود می بینم تورا

دشمن نمرود می بینم تورا

درد داری  داغ داری  عطرهم

من شبیه عود می بینم تورا

 

+ نوشته شده در  87/10/23ساعت 10  توسط میثم امانی  |