هر روز یک عزای جدید است در دلم
دلشوره های ترس و امید است در دلم
هم تند و تیز می زند و شور می زند
سیر است و سرکه است و اسید است در دلم
"بی بی" به خوابم آمده امشب نشسته است
تکرار" قصه های مجید" است در دلم
گاهی عقب می افتم و گاهی جلوی خویش
دعوا سر قدیم و جدید است در دلم
باز این چه شورش است که هرلحظه کربلاست
"طوفان وازه ها"ی "حمید" است در دلم
با خاطرات جنگ به سر می برم هنوز
شهر هزار و چند شهید است در دلم
تا باد شخص عاشق من نا امید باد
عشق وامید خیر ندیده است در دلم