سوگند می دهم غزل پاره پاره را
از من نگیر فرصت عمری دوباره را
" نه" پاسخ طبیعی ذات کریم نیست
این بارهم بلند بگو حرف " آره " را
شب بو به دشت آمده باران از آسمان
اغاز کرده اند فروش بهاره را
شد بیست و هشت سالم و من مشتری هنوز
تمدید کن دو بهمن دیگر اجاره را
از دور روی نقشه خود دید می زنم
آثار ناشناخته ی چند قاره را
پس لااقل خودت برسانش به دست من
دستم نمی رسد که بگیرم ستاره را
